نشریه نگارخانه ( شماره دی ماه ١٣٨٧ )

● مقدمه ( به قلم شیث یحیایی )
هنرهای تجسمی به جا مانده از پیشینیان برای معاصران و معاصران برای آیندگان گواه هویت انسانی و ارتباط درونی و ذاتی این آثار با مردم است که به سبب تغییر شرایط محیطی و تحولات زندگی شهری ، این ارتباطات به مرور کم رنگ تر گشته تا بدانجا که مشکلات شهر نشینی امروز ما را از خویشتن خویش دور داشته و دستخوش فراموشی و گذر عمرگردانیده است . رسالت هنر و هنرمند حراست از قداست انسانهاست و در وادی مادیات و اقتصاد مرسومه ی روز نمی گنجد. نگارنده آرزومند است با حسن نیت مسئولین فرهنگی ، هنری کشور یک تشکل صنفی نگارخانه ای توانمند باشد تا در راستای توسعه و ترویج فرهنگ هنرهای تجسمی و قرار دادن آثار هنری در سبد خانوار ایرانی پرداخته و بدین ترتیب در جهت پشتیبانی و جلب اعتماد خریداران از اعتبار اقتصادی آثار پس از خرید آن ، گام های بلندی بردارد .

-------------------------------------------------------

● نقاشیخط ( رضا هادی زاده )
بیش از چهار دهه از آغاز جرقه های جنبش نقاشیخط در هنر معاصر ایران می گذرد و هنری که ما امروزه شاهد شکوفائی و رشد روز افزونش هستیم آهسته و پیوسته در جریان است . زیرا هنری که با پشتوانه تاریخی قوی آغاز شود و تابع نیاز روز باشد می تواند پیام رسان اصالت های فرهنگی هنری برای آیندگان شود . بدرستی
که در طول تاریخ ، هنررسالتی جز این نداشته است و تنها هنری ماندگار است که تابع این نیاز باشد. هنری را که به سیاه مشق های بی نظیر دوران صفویه نسبت می دهند، شاید بتوان در آثار بجای مانده از دوران قبل از آن جستجو کرد . تلفیق خطوط ایرانی بویژه خط ثلث و رنگها ی اصیل ایرانی بویژه لاجورد و فیروزه ای در کتیبه های مساجد که نمونه های فراوان آنرا می توان در آثار معماری دوره تیموریان یافت نمونه های غیر قابل انکاری از هنر نقاشیخط در گذشته است که می توانیم رد پای آنرا در آثار دوران معاصر جستجو کنیم. اگر کمی به عقب باز گردیم به دوران سلجو قیان می زسیم خطوط و نقوش استفاده شده در سفال های نیشابوری و ری چنان عاشقانه و ماهرانه تلفیق شده اند که تمام ویژگی های معاصر برای یک اثر نقاشیخط خوب را دارا هستند . شکستن کامل فرم خطوط کوفی با در نظر گرفتن قوائد اولیه آن و با حفظ جنبه زیبا شناختی و تلفیق آن با تصاویر ساده شده حیوانات و گیاهان و استفاده از رنگ های محدود در خلق این آثار از ویژگی های بارز این سفالینه ها می باشد . هنرمندان معاصر ما در ادامه ی راه گذشتگان و با دست مایه قراردادن خطوط مختلف توانسته اند آثاری بیافرینند که نه تنها در داخل کشور بلکه در عرصه جهانی به موفقیت های چشم گیری دست یابند . امیدوارم که هنرمندان معاصر این عرصه گذشته ای روشن باشند برای آیندگان.

-------------------------------------------------------------------------------------------------

● نتایج نظر سنجی از مردم و هنرمندان
◄ سئوالات پرسیده شده از مردم
١ سهم هنرهای تجسمی در سبد خانوار های ایرانی چقدر است؟
٢ تا چه میزان با هنرهای تجسمی آشنایی دارید؟
٣ هنرهای تجسمی به چه هنرهای اطلاق می شود؟
٤ آیا می دانید آثار هنری را از کجا می توان خرید؟
۵ آیا علاقه مندید که در مناسبتی به جای اشیاء مصرفی به شما یک اثر هنری هدیه داده شود؟
۶ شما چطور ؟ آیا مایلید به عزیزان خود یک اثر هنری هدیه دهید؟
۷ یک اثر هنری چه تاثیری بر روی مخاطبین خود می تواند بگذارد؟
۸ بالاترین رقم فروش هنری ایرانیان در خارج از کشور چه قدر و به چه کسی تعلق دارد؟
۹ با چند تن از هنرمندان تجسمی آشنایی دارید ؟ تا چه میزان؟
۱۰ آیا می دانید در برخی از نگارخانه های تهران آثار هنری گذشته به قیمت روز قیمت گذاری و خریداری می شود؟

-------------------------------------------------------------------------------------------------

● پاسخهای داده شده

◄ سجاد سروش ۲۵ ساله مهندس عمران
١ سهمی ندارد .
٢ تقریباً آشنایی دارم .
٣ گرافیک ، نقاشی ، طراحی ، کاریکاتور ، عکاسی
٤ بله ، بیشتر از گالری ها و فرهنگسراها
۵ بله
۶ حتماً
۷ باید بتواند تاثیر خوبی را بگذارد .
۸ نمی دانم .
۹ باید همه را نام ببرم ؟ تقریباً بعضی ها را می شناسم .
۱۰ خیر ، اطلاعی در این مورد ندارم .
◄ آرش ساکی ۲۶ ساله فوق دیپلم نقشه کشی
١ صفر درصد .
٢ خیلی کم ، ولی آشنایی دارم .
٣ طراحی و نقاشی
٤ فکر کنم بیشتر نگارخانه ها
۵ زیاد نه
۶ خیر
۷ خوب
۸ نمی دانم
۹ آشنایی ندارم
۱۰ خیر ، نشنیده بودم .
◄ سیمین کازرونی ۴۶ ساله
١ به نظر من بدلیل شرایط اقتصادی مردم تقریباً هیچ
٢ تا حدودی کم
٣ طراحی ، نقاشی ، گرافیک
٤ از هنرمندان
۵ بله
۶ بله
۷ بستگی به اثر هنری دارد
۸ نمی دانم
۹ خیلی کم
۱۰ خیر .
◄ فاطمه سلاماتی ۲۶ ساله
١ صفر درصد
٢ تقریباً بصورت کلی
٣ نقاشی ، خوشنویسی
٤ از گالری ها معمولاً
۵ بله
۶ بستگی دارد
۷ بستگی به خود اثر دارد و این سئوال خیلی کلی است.
۸ نمی دانم
۹ نمشناسم
۱۰ در خارج از ایران را می دانستم .
◄ ایمان هادی زاده ٢۵ ساله کارشناس طراحی و پارچه
١ به نظر من خیلی کم رنگ است .
٢ تقریباً آشنایی دارم .
٣ به هنرهای که به طور مستقیم از طریق دید بصری بیننده دریافت می شود . نقاشی ، طراحی ، خوشنویسی ، عکاسی ، کاریکاتور ، حجم ، گرافیک
٤ آثار هنری شاخص را بیشتر از گالری ها و نمایشگاه های بر پا شده توسط هنرمندان می توان خرید .
۵ بسیار قابل تقدیر است .
۶ اگر به ارزش و اهمیت آن واقف باشد حتماً
۷ این سئوال از جنبه های مختلف قابل تامل است و می توان از دیدگاه های مختلف آن را ارزیابی کرد ممکن است تاثیر روانی مثبتی داشته باشد و یا بیننده بتواند نکات اخلاقی خوبی را برداشت کند یا بیانگر روایتی خاص باشد.
۸ قیمت آنرا دقیقاً نمی دانم ولی آقای زنده رودی ومحمد احصایی تاکنون رکورددار حراج های بزرگ بوده اند.
۹ من تعداد زیادی از هنرمندان تجسمی بویژه گرافیک و تا حدودی نقاشی را می شناسم .
۱۰ بله و این دور از انتظار نیست چون در تمام دنیا چنین است .
◄ مهندس ناصر انصاری ۵۰ ساله استاد دانشگاه رشته کشاورزی
١ اگر وضعیت مالی مردم خوب بود حتماً خیلی زیاد بود.
٢ من بیشتر به موسیقی علاقه دارم ولی از دیدن آثار هنری دیگر لذت می برم .
٣ به هنرهای نقاشی و طراحی و عکاسی
٤ از گالری ها ، فکر می کنم بیشتر بتوان خرید .
۵ بسیار خوشحال می شویم .
۶ بلی
۷ می تواند هم تاثیر خوب و هم تاثیر بد بگذارد . بستگی به موضوع دارد .
۸ نمی دانم
۹ با هنرمندان تجسمی کمتر آشنایی دارم.بیشتر قدیمی تر ها
۱۰ نه اکنون مطلع شدم .
◄ محمد هادی زاده ۵۰ ساله دیپلم
١ صفر ، البته بخاطر وضع بد اقتصادی جامعه
٢ خیلی مختصر
٣ فکر کنم نقاشی و عکاسی
٤ اطلاعی ندارم
۵ فکر خوبی هست
۶ بستگی به سلیقه طرف مقابل دارد .
۷ تاثیر خوب
۸ نمی دانم . تا حالا چیزی در این باره نشنیده ام .
۹ آشنایی ندارم .
۱۰ خیر ، خبر خوبی است .
◄ حامد هود شاهی ۲۶ ساله کارمند بانک
١ خیلی کم است
٢ زیاد آشنایی ندارم
٣ نقاشی
٤ خیر ، فکر کنم نمایشگاه های نقاشی
۵ بله
۶ بله
۷ باید خوب باشد .
۸ نمی دانم
۹ آشنا نیستم
۱۰ خیر .
◄ حوریه مداحی ۶۰ ساله
١ نمی دانم
٢ زیاد ندارم
٣ نقاشی
٤ خیر
۵ بله
۶ خیر
۷ تاثیر خوب
۸ نمی دانم .
۹ تقریباً آشنایی ندارم . کسی را نمی شناسم
۱۰ خیر .
◄ آرمان ناخدا ٢۸ ساله فوق دیپلم گرافیک
١ اگر بخواهم از طریق آمار گیری به نتیجه برسم احتمالاً منفی
می شود
٢ فکر کنم کامل آشنایی دارم
٣ به هنرهای که با چشم و دیدن در ارتباط است
٤ از نگارخانه ها
۵ بله حتماً
۶ زیاد نه ، شاید دوستانی که با سلیقه های آنها آشنا باشم
۷ آگر اثر خود خوب باشد حتماً تاثیر خوبی می گذارد.
۸ محمد احصایی ولی رقم آنرا نمی دانم
۹ تقریبا بیشتر گرافیست های مطرح را می شناسم
۱۰ بله .

-------------------------------------------------------------------------------------------------

◄ سئوالات پرسیده شده از هنرمندان
1- به نظر شما حضور هنرمندان جوان ، این آینده سازان تجسمی کشور چه تاثیری بر روند اکسپو خواهد داشت ؟
2- قیمت گذاری آثار باید بر چه اساسی سنجیده شود ؟
3- برگزاری چنین اکسپوهایی در نقاط مختلف کشور چه تاثیری بر اقتصاد هنر می تواند بگذارد ؟
4- با توجه به روند رو به رشد فارغ التحصیلان هنری ، جامعه چه کمکی می تواند در اشتغالزایی آنان بکند؟
5- حضور زسانه های ملی و عمومی چه تاثیری بر افزایش مخاطبین و فروش آثار هنری که در نگارخانه ها برگزار می گردد ، می تواند بگذارد ؟
6- در جوامع بین المللی وجود هویت ایرانی در آثار هنرمندان تجسمی ، چه تاثیری بر فروش آن آثار می تواند بگذارد ؟

-------------------------------------------------------------------------------------------------

● پاسخهای داده شده

استاد دکتر محمد مهدی اخویان / رئیس دانشکده هنر دانشگاه علم وفرهنگ - نقاش
1- اسم اکسپو اشتباه است بهتر است یک اسم وطنی برایش انتخاب کنیم ، ما باید فرهنگ خرید تابلو را در کشور گسترش دهیم در کشور های اروپائی این نیست که بتوانند یک تابلوی هنری را واقعاً از لحاظ زیبایی شناسی درک کنند بلکه به عنوان یک کالای هنری به ان نگاه می کنند مثلاًیک کارخانه دار چند تابلوی هنری خریداری می کند ، مزیت خرید او نسبت به خرید جواهرآلات در این است که برای یک اثر هنری مالیات پرداخت نمی کند سیستم طوری طراحی شده که کارخانه دار مجبور است کار هنری خریداری کند تا سود بیشتری ببرد و در این بین هنرمند هم سود می برد و سعی می کند که سواد تصویری جامعه را بالا ببرد . شخص هم چون این تابلو را مثل جواهرات می داند شاید آن را در گاو صندوق نگاه دارد و در موقع لزوم آن را به چندین برابر قیمت بفروشد . ما باید بازار فروش آثار هنری را برحسب نیاز جامعه خودمان بسازیم و دولت باید بستر را آماده کند و مالیات ها را برای خرید اثر هنری بگذارد .
2- راهیابی زن ، مرد ، جوان و پیر نباید باشد چون با روح هنر مغایرت دارد ما اگر سن را مطرح کنیم کار اشتباهی می کنیم حتی به اسم هنرمند هم نباید نگاه کنیم اگر این قضیه باشد به طرف ژورنالیسم رفته ایم .
3- قیمت را باید خود هنرمند بگذارد و گرنه یک ویزیتور برروی یک فرد سرمایه گذاری میکند و آن نقاش کم کم قیمت آثارش را بالا می برد .
4- جامعه معنا ندارد شما باید منظورتان را مشخص کنید اگر مدیران و مسئولان باشند مادر اصل در دانشگاه ها کارشناس هنری فارغ التحصیل می کنیم ، سالیانه حدود 1000 نفر – آیا نمی شود نقاشی را به عنوان یک شغل در خانه در نظر گرفت ؟ 99% از بچه های نقاشی در خارج از دانشگاه شغل های دیگری دارند و نقاشی در کشور ما یک شغل محسوب نمی شود .
5- یقیناً تاثیر دارد باید فرهنگسازی شود از قدیم هنرما تقدس داشته و مردم ما با آثار هنرمندان تحصیل کرده آشنایی ندارند . برای آدم پولدار کار هنری به عنوان یک جواهر حساب می شود ما باید روش اروپایی ها را فرهنگسازی کنیم و در این فرهنگسازی رسانه ها و مطبوعات می توانند نقش بسزایی داشته باشند .
6- در جوامع جهانی هویت ایرانی و ژاپنی و .... مهم نیست ، جدید بودن برای آنان مهم است ذاتاً انسان ها دوست دارند متنوع باشند و دوست دارند فرهنگ های مختلف را ببینند و مردمی که دیدگاه فکری خودشان را داشته باشند آثارشان در نقاط مختلف جهان چون برایشان تنوع دارد خوششان می آید .

-------------------------------------------------------------------------------------------------

استاد ناصر پلنگی / نقاش
1- برگزاری اکسپو هنرهای تجسمی ایران در حقیقت فرصت مناسبی است که یک استعدادهای نو و جوان هنر ایران شناخته و به دیگران شناسانده شود و سپس بعد از شناسایی از این هنرمندان حمایت جدی صورت بگیرد که شناسای این هنرمندان از طریق گالری های هنری انجام می گیرد و حمایت بیشتر از طریق کلکسیونرهای داخلی و خارجی سازمان های فرهنگی وهنری – سازمان های مسئول – بانک ها – شرکت های خصوصی ، مردم و غیره اگر این دو بخش در تعادل و هماهنگی قرار بگیرند باعث رشد هنری و فرهنگی کشور و جامعه می شوند و در صورتی که حمایت صورت نگیرد در واقع این سرمایه اصلی تجسمی کشور بایگانی شده در انباری ها بر روی یکدیگر خاک خواهند خورد و یا از طریق کلکسیونر های خارجی حمایت ، خرید و جهت دهی می شود و هنرمندان ایرانی جذب سلایق و ایده ها و سیاست های خریداران خارجی شده که حتی ممکن است روند هنر را تغییر داده و منحرف کنند و رسالت هنرمند را به عنوان یک فرد فرهیخته تحت تاثیر قرار دهند – برگزاری مداوم و سالانه چنین اکسپو های ضروری و مهم است ولی مشکل اصلی هرگز حل نمی شود گرچه باید از مسئولان برگزاری چنین اکسپو هایی تشکر کرد ولی در کنار چنین حرکت های باید استراتژی هایی توسط شورای انقلاب فرهنگی اداره ارشاد اسلامی به دولت ، گالری ها و .... انجام بگیرد تا این آینده سازان هنری کشور مورد حمایت جدی دولت قرار بگیرند که این هم از لحاظ محتوایی و هم معنایی مسئله ای بسیار مهم است .
بخش در تبادل و هماهنگی قرار بگیرند باعث رشد هنری و فرهنگی کشور و جامعه می شوند و در صورتی که حمایت صورت نگیرد در واقع این سرمایه اصلی تجسمی کشور بایگانی شده در انباری ها بر روی یکدیگر خاک خواهند خورد و یا از طریق کلکسیونر های خارجی حمایت ، خرید و جهت دهی می شود و هنرمندان ایرانی جذب سلایق و ایده ها و سیاست های خریداران خارجی شده که حتی ممکن است روند هنر را تغییر داده و منحرف کنند و رسالت هنرمند را به عنوان یک فرد فرهیخته تحت تاثیر قرار دهند – برگزاری مداوم و سالانه چنین اکسپو های ضروری و مهم است ولی مشکل اصلی هرگز حل نمی شود گرچه باید از مسئولان برگزاری چنین اکسپو هایی تشکر کرد ولی در کنار چنین حرکت هایی باید استراتژی هایی توسط شورای انقلاب فرهنگی اداره ارشاد اسلامی ، دولت ، گالری ها و .... اتخاذ گردد تا این آینده سازان هنری کشور مورد حمایت جدی دولت قرار بگیرند باید توجه داشت که این امر هم از لحاظ محتوایی و هم معنایی مسئله ای بسیار مهم است . 2- مسلماً گالری ها و مدیران گالریهای هنری توانمندی ارزش گذاری آثار را دارند ولی برای برگزاری چنین اکسپوهایی می توان با هماهنگی لازم بین گالری ها از طریق اتحادیه و تعاونی نگارخانه داران این قیمت گذاری هماهنگ شود ویک دستی درقیمت گذاری آثار صورت بگیرد در واقع درسراسر دنیا این مدیران گالری ها هستند که کارشناسی لازم راجهت به نمایش درآمدن وقیمت گذاری آثار انجام می دهند ودرایران هم فکر می کنم بهترین روش این است که کار رابه گالری داران واگذار کنیم .
3- به نظر بنده این احتمال وجود دارد که در شهرهای مختلف کشور مانند اصفهان ، مشهد ، شیراز وکرمان برگزاری چنین اکسپوهایی با توجه به قدمت تاریخی و همین طور جمعیت زیاد وحمایت اداره جات دولتی و... از این هنرمندان ممکن است جواب بدهد ولی آنچه به طور مسلم واضح است اکثر مدیران ارشد نظام ، کارخانه های مهم ، شعبه های اصلی بانکها و نهادهای اصلی دولتی در تهران هستند و در شهرستان ها فقط کلکسیونرهای شهرستانی ومردم خواهند بود که از این آثار حمایت خواهند کرد و فکر می کنم به جز تهران اگر در شهرستان های دیگر انجام بگیرد ما بسیاری ازحامیان هنری وخریداران تهرانی را از دست خواهیم داد چون علاوه برمرکز نبودن این شهرستانها مسئله رفت و آمد که درشهرستانهاعموما خریدکریستال،فرش،عتیقهجات،طلاوغیره رابرخریدآثارهنری ترجیح میدهندکه این دلیل برناآگاهی این افراداست.
4- آنچه مسلم است دستگاههای فرهنگی نظام می بایست با هماهنگی لازم بین عوامل مختلف فرهنگی که در ارس آنها شورای انقلاب فرنگی قرار دارد مسئله هنر را به طور جدی دنبال کنند و این مسئله ملی اهمیت و ارزشش کمتر از اهمیت حمایت تسلیحات نظامی نیست چون کشوری که فرهنگ و هویت نداشته باشد هیچ چیز ندارد . حمایت از سرمایه های فرهنگی و هنری کشور که در آینده با هویت و فرهنگ ملی ما یکی خواهند شد یکی از وظایف اصلی دولتمردان کشور است در واقع هنرمندان میراث داران یک کشور و یک ملت هستند – شورای انقلاب فرهنگی و دیگر سازمان های مربوطه باید با تامین بودجه ، آموزش ، تبلیغات ، کانال های هنری و صدا وسیما وغیره مسئله اشتغالزایی هنر را به صورت ملی انجام دهند .
5- همانطور که در سال قبل هم به آن پرداختم صدا وسیما که به عنوان بزرگترین رسانه ملی در کشور کار می کند نقش اصلی و اساسی ای در تبلیغات و معرفی وشناساندن هنرمندان و آثار هنری به مردم وجامعه را دارد اگرچه در کشور ما روزنامه ها و مجله ها و فصل نامه های اختصاصی هنر وجود دارد ولی آنچه مطرح است این مطلب است که تعداد این روزنامه ها و مجلات بسیار اندک است و صدا وسیما به علت وسعت و گسترش طیف مخاطبان قدرت بیشتری در این مقام دارد. بنابراین این رسانه ملی باید مسائل ملی را مطرح و اصلاح وهدایت نماید . اختصاص یک شبکه مجزا ی هنر همانند دیگر مقولات اصلی که در کشور به آنها پرداخته می شود مثل ( ورزش ) و حتی آموزش از طریق کانال های تلویزیونی می تواند به رشد و ارتقای فکری و هنری مردم جامعه بیافزاید و هنر را از حاشیه به متن اصلی مسائل در جامعه تبدیل کند و هنر را به صورت یک مسئله اصلی در جامعه مطرح کند .
6- به طور کلی آنچه که از هنر ملی جوامع مختلف انتظار می رود هویت فرهنگی وتاریخی آن کشور ها ست و همین طور از هنرمندان هر کشور انتظار می رود که با بهره گیری از سنت و فرهنگ گذشته خود و ترکیب آن با هنر معاصر با داشتن و پرداختن به مسئله هویت مسائل را مطرح کنند و اگر نه هنری فاق هویت باشد جز تقلید صرف و مونتاژ چیزدیگری نخواهد بود یا نگاهی به حراجی های بزرگ دنیا و فروش آثار هنری در این حراجی ها آنچه که بیشتر از هرچیز دیگر به چشم می خورد این مطلب است که تنها از آثاری حمایت شده و آثاری رقم های بزرگ حراجی های دنیا را به خود اختصاص داده اند که دارای هویت منطقه ای و ملی بوده اند یا اینکه به دنبال حمایت از مسائل سیاسی و جریانهای خارجی حرکت کرده اند – بنابر این می بینیم که مهمترین مسئله برای عرضه یک کار هنری داشتن شناسنامه و هویت خاص ملی آن اثر است که باعث جذب و خرید آن در حراجی های مختلف دنیا می گردد .
-- نظر شما در مورد راهیابی هنرهای جدید همچون دیجیتال آرت و .... در اکسپوی جدید چیست و چه تاثیری در فروش آن آثار می تواند بگذارد ؟
به طور کلی دیجیتال آرت و تکنیک های دیجیتال و روش هی کار با کامپیوتر برای بهره گیری در به وجود آوردن آثار هنری در تمام دانشگاه های دنیا تدریس می شود ولی مهمترین مسئله برای فروش و مطرح کردن این هنرها در کشور مان این است که موزه دیجیتال آرت در ایران نیز همانند آسیا ( چین ) ساخته شود و این هنر نو بیشتر به جامعه معرفی گردد . در ایران استعدادهای خوبی در این زمینه وجود دارد و می توان با ارائه و معرفی اثار هنری این هنرمندان به کسانی که قادر به خرید آثار هنری اورجینال را ندارد و همینطور با نصب این آثار در اماکن عمومی و دولتی مثل بیمارستان ها ، کارخانه ها ، اداره جات و .... به کخاطبین که قدرت خرید بالایی ندارند کمک کرد تا از خط بهره گیری از این آثار لذت ببرند . به نظر بنهد این هنر جدید در اکسپو های آینده جای خود را باز خواهد کرد .

-------------------------------------------------------------------------------------------------

خانم فریده زریو / مدیر گالری امین
1- همانطور که آقای پلنگی به طور واضح فرمودند اکسپوها شامل دو بعد فرهنگی و اقتصادی هستند که در بعد فرهنگی هنرمندان جوان می توانند استعدادهای خود را نشان دهند و مخاطبان نیز با حضور چشم گیر خود می توانند از این هنرمندان حمایت کنند . گالری امین تاکنون افتخار برگزاری 5 الی 6 نمایشگاه در کشور های مالزی ، استرالیا ، آمریکا و چین را داشته است و تجربه ای که بنده به عنوان مدیر گالری از این نمایشگاه ها داشتـــــــه ام این است که مسئله اصلی و مطرح در اکسپو بخش اقتصادی است و حمایت اقتصادی می تواند باعث پیشرفت دوچندان هنر شود و حتی هنرمندان می توانند خودشان را بهتر معرفی کنند . البته اگر مقصود مان فقط اقتصاد باشد مسلما سرمایه گذاری بر روی کارهای هنرمندان سرشناس و قدیمی بیشتر جواب می دهد و در کنار هنرمندان قدیمی و مطرح می توان جوانان را نیز مطرح کرد و آنها را مورد حمایت قرار داد تا در آینده از هنرمندان بزرگ و سرشناس کشور بشوند که در این بخش تبلیغات حرف اصلی را می زند و ما نباید اکتفا کنیم به یک پوستر و یک بروشور که آن هم بدست همه مسلما نخواهد رسید در این مقال صدا وسیما نقش مهمی را ایفا می کند و با تبلیغ و حتی نشان دادن گوشه ای از مراسم اکسپو های سال های گذشته یا همین اکسپو که می خواهد اجرا شود می تواند معرفی بهتری از عملکرد و نقش هنرمندان جوان در برگزاری این اکسپو داشته باشد .
است که مسئله اقتصادی بخش اصلی و مطرح اکسپو را شامل می شود و حمایت اقتصادی پیشرفت دوچندان هنر را سبب می شود که به دنبال آن هنرمندان می توانند خودشان را بهتر معرفی کنند . البته اگر مقصود فقط اقتصاد باشد مسلماً سرمایه گذاری بر روی کارهای هنرمندان سرشناس و قدیمی بیشتر جواب می دهد ولی هدف این است که بتوانیم در کنار هنرمندان قدیمی و مطرح به معرفی جوانان نیزپرداخته و آنها را مورد حمایت قرار دهیم تا کشورمان بتواند در آینده از هنرمندان بزرگ و سرشناس برخوردار گردد در این حوزه تبلیغات حرف اصلی را می زند و نمی توان تنها به چند پوستر و بروشور اکتفا کرد که آن هم مسلماً بدست همه نخواهد رسید در این مقال صدا وسیما نقش مهمی را ایفا می کند به گونه ای که با تبلیغ و حتی نشان دادن گوشه ای از مراسم اکسپو های سال های گذشته یا همین اکسپو که قرار است اجرا شود می توان به معرفی بهتری از عملکرد و نقش هنرمندان جوان در برگزاری اکسپوها پرداخت . 2- در شرایط کنونی که هنرمندان ایرانی فـــــروش های بسیار عالی ای در حراج های بین المللی مثل حراج کریستی داشته اند یک قیمت کاذب بر آثار تجسمی ایران سایه افکنده است و قیمت ها بالا رفته اند ولی باید توجه داشت که هنگام برگزاری اکسپو برگزار کننده گان یک گروه از کارشناسان هنری را برای نظارت بر قیمت های اکســـپو و هماهنگ کردن آن قرار می دهند . در واقع مسئولان گالری ها تشخیص می دهند که کدام آثار وارد اکسپو شود و این اکسپو چون به صورت ملی برگزار می شود باید با پارامترهای کشــــور خودمان قیمت گذاری شود . اگر کاری ایرانی
3- من فقط احساس می کنم که اکسپو با یک نمایشگاه سیار متفاوت است اکسپو یک حرکت اقتصادی در هنر است و اصولاً یک نمایشگاه سیار نیست که بتوان آن را در جاهای مختلف همزمان برگزار کرد چون در این اکسپو کارها به فروش خواهد رسید و جای بعضی آثار در اکسپو بعدی خالی خواهد بود مگر اینکه در هر شهر اکسپوی جداگانه با کار هنرمندان همان شهر برگزار شود مثلاً در اصفهان اکسپویی برگزار شود – به اعتقاد من این هم شاید خیلی موفقیت آمیز نباشد چون خرید آثار هنری در شهرستان ها خیلی کمتر از تهران است و اگر در تهران این خرید 80% باشد همین خرید در شهرستان ها به 20 % کاهش پیدا می کند و مسئله بعد این است که باید مردم را به سرمایه گذاری در این بخش تشوییق کنیم و این نوع حرکت های فرهنگی که در موزه ها و گالری ها انجام می گیرد را جا بیاندازیم و بیشتر سرمایه گذاریمان را برروی بخش خصوصی و مردم عادی بگذاریم .
4- قطعاً بی تاثیر نخواهد بود من شخصاً معتقدم که در اکسپو ها نقش جوانان به علت بعد اقتصادی کمرنگ تر از فستیوال ها و مسابقات هنری است و درست هم همین است که در اکسپو ها از هنرمندان پیشکسوت برای بهره گیری از بعد اقتصادی مساله استفاده نمود و در کنار آنها به معرفی جوانان و سرمایه گذاری بر روی این هنرمندان پرداخت و اصولاً در اکسپو ها کمتر به بخش فرهنگی مسئله پرداخته می شود و نقش اقتصادی سایه ای گسترده بر دیگر بخش های فرهنگی و هنری خواهد داشت .
5- حرکت ملی است و همه افرادی که در اکسپو شرکت می کنند نیاز تلویزیون و تیزرهای تبلیغاتی را می دانند و صدا وسیما می تواند با پخش تیزرهای تبلیغاتی به معرفی و آشنایی مخاطبان و خریداران آثار هنری بپردازد همچنین می تواند با اطلاع رسانی در مورد اکسپوی های گذشته که برگزار شده است به ترتیب خریداران و عموم مردم برای خرید آثار هنری بپردازد همینطور نقش اکسپو به عنوان یک محل خرید آثار هنری برای مردم معرفی گردد و خریداران و مردم تفاوت اکسپو و موزه را از هم تشخیص دهند .
6- تاثیرکاملاً مستقیم دارد و با توجه به نمایشگاه های دنیا و حراج کریستی و مشاهده کتاب این حراج ها و فرووش آثاری که کاملاً دارای فرهنگ و هویت ملی دارد مشخص می گردد که خریداران اولین چیزی را که مد نظر قرار می دهند داشتن هویت قومی و فرهنگی مستقر در یک کار است که بطور مشخص با عناصر هنرهای تجسمی مدرن ترکیب شده است . مسلما عناصر ایرانی که بر گرفته از فرهنگ ، قومیت ، کاشی کاری ها، خطوط اسلیمی ، خطاطی و .... می باشد هویت ایرانی بیشتر مشخص می کند و خریداران خارجی را ترغیب می کند تا این آثار را بهتر خریداری می نمایند .
و .... در ارائه و معرفی هویت ایرانی نقش بسزایی دارند و به ترغیب خریداران خارجی برای خرید آثار می انجامد.
رضا هادی زاده - 27 ساله - نقاش
1- همیشه جوانان ایرانی توانسته اند در مجامع مختلف در زمینه های زیادی به موفقیت دست یابند پس به طبع می توانند روند مثبتی را در اکسپو هنرمندان هم ایفا کنند .
2- باید از طریق گروههای کارشناسی انتخاب و قیمت گذاری شود.
3- اگر بتواند به جذب صنعت توریست کمک کند و گالری داران کشورهای مختلف را به ایران بکشاند بسیار تاثیر گذار است .
4- به نظر من فارغ التحصیلان جدید ما اطلاع زیادی از چنین جریان های هنری ندارند .
5- به نظر من اولین و مهمترین قدم که بسیار تاثیر گذار است و تمام این موفقیت ها در گرو فعالیت رسانه ها می باشد
6- خریداران آثار هنری در خارج از کشور و در جوامع بین المللی همیشه به دنبال آثاری از ایران هستند که بیانگر هویت ملی و ایرانی باشند و آثار موفق رکورد دار فروش این حراج ها دلیل اثبات این مطلب است . وهنرمندان ما برای جهانی شدن باید همیشه در آثار شان به حفظ هویت ملی و ایرانی ما توجه داشته باشند .

-------------------------------------------------------------------------------------------------

● گزارش یک نشست دوستانه از همکاران دهه 30 تا 40 پاساژ گیو

◄ آقایان روبرت غازاریان ، شیث یحیایی و جابر شکرانی
آقای روبرت غازاریان متولد 1317 تبریز - اولین تجربه های هنری خود را از سال 1337 در گالری هایر اپتیان شروع کرده و به صورت حرفه ای به نقاشی آبرنگ و سیاه قلم پرداختم و پس از آقای جابر شکرانی نیز از سال 1340 توسط استاد علی شجاعی نزد استاد هایراپتیان مشغول به کار و کمک در گالری ایشان شدند . اولین مرکز عرصه آثار هنرهای تجسمی در ایران خیابان لاله زار گالری دمون بود که هنرمندانی همچون آقای مارکار غاربگیان ( نقاش و مسئول گالری دمون ) ، میثا شهبازیان ، آواک هایراپتیان ، آرتور سرکسیان ، طیبه کامران و هنرمندی دیگر با نام داوید با آنجا همکاری داشتند . در سال 1335 آرسن هاراطونیان که خود نقاش و تحصیل کرده کشور روسیه بود گالری استودیو دکور را در خیابان نادری مقابل کافه نادری تاسیس و سپس از دو تن از هنرمندان گالری دمون دعوت به همکاری کرد . بنده نیز به واسطۀ آشنایی پدرم با ایشان به همراه آقای آواک هایراپتیان و آرتور سرکسییان جهت همکاری در کارهای هنری به خدمت این گالری در آمدیم . آواک هایر اپتیان در سال 1337 از دکور جدا شد . و در طبقه پایین پاساژ گیو گالری هایراپتیان را تاسیس نمود و از هنرمندانی دعوت به همکاری نمود که از آن جمله می توان آقای نادر علی چیت ساز ، علی شجاعی ، جابر شکرانی ، آرتور سرکسیین ، فریدون ، ادیک سواجیان ، ایرج یزدان پناه ، علی نوروزی ، اردوان تاکستانی ، اروژ و مرتضی نوید یکتا ( پیمان ) را نام برد . هنرمندان دکور شامل دو دسته می شودند گروه اول کسانی بودند که در منزل و آتلیه های شخصی فعالیت می نمودند و در نهایت آثار خود را به گالری می آوردند که از آن جمله می توان به علی اکبر صنعتی ، آلبرت ورطانیان ، علی اشرف والی ، ادیک سواجیان ، پورا قازاروف ، حسین رهنوردکر ( انوش ) ، هوشنگ صادقپور ، داوود امدادیان ، پویا دقیق ، مسعود قادری ، مایکاز استپانیان ، آلک گازاریان ، اردوان تاکستانی و زاویه اشاره کرد . و گروه دوم شامل آقایان شیرازی ( مینیاتوریست ) ، جبار بیک ، واهان زیراکیان ، سارو هارطونیان ، جهان گیر پارساخو ، آندرو بابومیان ، هایرو ( کاریکاتوریست ) ، نوارت هاراطونیان و آقای آرتوش می شد که در خود گالری کار می کردند . همزمان با گالری دمون گالری دیگری هم به نام آرشام در خیابان سعید فعالیت می کرد ؛ همچنین آندرو بابومیان نیز در سال 1346 در مجاورت استودیو دکور آتلیه دیگری افتتاح نمود.

● بخش اول: روبرت غازاریان

در سال 1346 در مجاورت استودیو دکور آتلیه دیگری افتتاح نمود . از مزاح های هنرمندان و توریست ها چیزی که به یادم می اید این است که وقتی برف می آمد و توریست ها برای بازدید و خرید کار به گالری ما می آمدند با جوانان و هنرمندان دیگر به برف بازی می پرداختیم . از خاطرات دیگری که در یاد دارم این است که روزی یکی از قاب سازان معروف آن زمان به نام عطاء الله به گالری ما آمده بود و من با مشتریان ترک زبان ترکی و با ارمنی ها با زبان ارمنی و با توریست ها ی دیگر کشور ها به زبان انگلیسی صحبت می کردم که باعث تعجب و شگفتی عطاالله شده بود و می گفت خوش به حالت که به چندین زبان می توانی صحبت کنی . در زمان ما گالری به نام سیحون بود که در خیابان شاه سابق قرار داشت یک روز برای دیدن کارها به آنجا رفتم و گاهی اوقات هم به همراه آرسن به گالری آقای علی اکبر صنعتی در چهارراه کالج می رفتیم با دیدن کارها ی مجسمه آقای صنعتی شگفت زده می شدم . در آن زمان در گالری هایر اپتیان مسئول اداره و فروش گالری بودم کمتر وقت کار پیش می آمد به ناچار در اوقات فراغت در منزل کار می کردم ، بقدری وضعیت خرید و فروش آثـــار رونق داشت که در فــــــردای آن روز در کمتر از دو ساعت کارها همگی به فروش می رسید. کارکنان مس کرمان که در هتل اوین بودند به سبب اینکه نمی توانستند در سطح شهر تردد داشته باشند از گالری ما خواستند که کارهای نقاشی را در هتل عرضه کنیم ، تعدادی تابلو با موضوعات محلی و فولکور از قبیل چهره های محلی و بناهای قدیمی عرضه گردید که هر چند تعداد این این کارها بسیار زیاد بود ولی همگی به فروش رسید . در سال 1384 با چاپ کتابی با عنوان سیمای آبرنگ ایران چهل تن از آبرنگ کاران سرزمینمان معرفی شدند بنده هم یکی از آنان بودم تعدادی از کارهایم نیز در این کتاب به چاپ رسید .

● بخش دوم: شیث یحیایی

من در آن دوران کودک 11 ساله بودم پسر عمویم احمد ، در کوچه گوهر شاد کارگاه نجاری داشت . هنرمندان پاساژ گیو چهارچوب بوم خود را به عمویم سفارش می دادند و همین امر سبب آشنایی من با سایر هنرمندان و شروع اشتغالم در این کار شد . موقعیت پاساژ گیو در آن زمان از این جهت دارای اهمیت بود که اولاً در شمالی ترین نقطه شهر تهران قرار گرفته بود یعنی خیابان نادری نزدیک به چهارراه استانبول و در مجاورت کافه نادری که محفل هنرمندان و نویسندگان آن دوره بود و دیگر اینکه در مجاورت پاساژ ، سفارتخانه های متعددی هم قرار داشت که به رونق بخشی کسب و کار کسبه پاساژ کمک فراوانی می نمود . در این پاساژ چهار گروه کاری فعال بودند یک گروه کلیمیان بودند که به عرضه صنایع دستی و اجناس عتیقه می پرداختند شامل چهار فروشگاه اولی الیاس مایری معروف به رِد ، دومی آقای رحمانی و سومی ابراهیم یروشالمی و فرد چهارم را حضور ذهن ندارم . گروه دوم به هنرهای تجسمی مشغول بودند که شامل استودیو دکور آقای آرسن هاراتونیان و آتلیه نقاشی آقای آواک هایراپتیان و آتلیه نقاشی آندرو بابومیان بود که هر سه مربوط به مسیحیان بود آتلیه ی دیگری هم بود که به کار نگارگری اختصاص داشت و متعلق به آقای اردوان تاکستانی بود . هر کدام از این آتلیه ها در فعالیت های خود به طور مستقیم یا غیر مستقیم با گروهی از هنرمندان ارتباط داشتند . به طور تقریبی از ده تا 50 هنرمند را میتوان نام برد که با این آتلیه ها همکاری می نمودند ، گروه سوم شرکت تولیدی پرده پرتو بود که مختص تزئین منازل اعیان و اشراف آن زمان بود و گروه چهارم کتاب فروشی معروفی به نام مبسو بود که کتاب های خارجی عرضه می کرد . در بخش فعالیت های نگارخانه ای وآکادمیکی اغلب اوقات در میان ما بحث این چنین می نمود که نگارخانه های دیگر ی نیز در سطح شهر وجود دارد که با کار اساتید و شاگردان آنها نمایشگاه برگزار می گردد . اســــامی این اساتید ورد زبان هنـــــرمندان جـوان بود و ما نیز همواره آرزوی دیدار این اساتید را داشتیم و علاقمند بودیم که چگونه می توانیم از این نمایشگاهها بازدید کنیم و یا با این اساتید ارتباط کاری برقرار نمائیم .از اساتید مطرح آن دوره می توان از آقای جلیل ضیاء پور ، جواد حمیدی ، احمد اسفندیاری ، مهدی ویشکایی و خانم لیلا تقی پور و خانم ایران درودی و خانم بهجت صدر و خانم طیبه کامران نام برد . و از گالری های مطرح آن زمان می توان به گالری ایران ( قندریز ) ( خیابان سابق شاه رضا خیابان دانشگاه ) ، گالری لیتو ( خیابان آبان ) ، نگارخانه مهر شا ( خیابان آپادانا ) ، گالری مس ( خیابان پهلوی روبروی سینما ) ، تالار نقش ( میدان کندی ) ، گالری سامان ( خیابان الیزابت ساختمان سامان ) ، گالری سیحون ( خیابان وزرا ء ) ، نگارخانه تخت جمشید ( خیابان تخت جمشید ) ، گالری تهران ( خیابان عباس آباد ) ، گالری زند ( خیابان جردن ) ، گالری زروان ( خیابان کاخ ) به همراه آتلیه های نقاشی که در سطح شهر بودند : آتلیه پیمان ( خیابان شاه رضا ) ، آتلیه والی ( چهارراه عباس آباد ) و آتیه استاد جعفر پتگر ( سه را کاشف ) ..... اشاره کرد . اینجانب مشتاقانه پی گیر فعالیت های هنری آن زمان بودم و دوستی های من با هنرمندان هنرهای تجسمی از همین دوران بوده و تا امروز تداوم دارد و هر روز بیش از روز قبل به کارم عشق می ورزم . آرزویم خدمت در توسعه و ترویج فرهنگ هنرهای تجسمی در بین اقشار جامعه و حتی در دورترین نقاط این مرز و بوم بوده و خواهد بود . بعد ازانقلاب به سبب تحریم های اقتصادی دوران جنگ من که خود نقاش بودم همانند سایرین با مسائل و مشکلات هنرمندان در کمبود متریال های نقاشی مواجـه بودم در آن زمان که دوران جنگ بود . که هر کس هر کار می توانست انجام می داد و من هم در صدد انجام کاری بر آمدم . آتلیه من در خیابان فردوسی شمالی کوچه جمشید قرار داشت و فضای بزرگی در حدود 500 متر را در اختیار داشتم . استادم آلک گازاریان متولد مسکو بود . ایشان با توجه به مطالعاتشان بر روی یک سری از کتاب های روسی نحوه ی تولید ملزومات هنری را از قول اساتید صاحب نام اوایل قرن 20 روسیه برایم بازگو نمودند . بنده نیز با تشویق دوستان و به سبب آشنایی با این استاد گرانمایه تصمیم به تولید این محصولات گرفتم و به این ترتیب به رفع نیاز ستاد تبلیغات جبهه و جنگ پرداختم . این کار تا سال 1367 ادامه داشت . که در این فاصله زمانی گهگاه خبرنگارانی برای بازدید می آمدند از میان آنها روزی یک خبرنگار آلمانی سوال کرد: روزانه چند متر تولید دستی بوم نقاشی با عرض 250 سانت داری ؟ با کمال صراحت گفتم 50 متر ، طولی نکشید و در عکس العمل چیزی گفت و سری تکان داد از مترجم همراه وی پرسیدم چه گفتند ؟ در جواب گفت : می گویند کی میمیری ؟ در سفر بعدی این خبرنگار هدایایی از کارخانه لوازمات نقاشی لوکاس در شهر دوسلدوف آلمان برایم آورد و از من دعوت کرد تا از این کارخانه بازدید داشته باشم . برای دیدار با استادم و شرکت در افتتاحیه گالری نقاشی ایشان عازم کشور آلمان بودم که در شهر استانبول بایک برخورد نامناسب فرهنگی وهنری قرار گرفتم ، از شدت ناراحتی سفر را نیمه تمام گذاشته و به ایران برگشتم وقتی قضایا را با مرحوم استاد حمیدی در میان گذاشتم ایشان فرمودند با این روحیه ای که تو داری حتماً باید نگارخانه تاسیس کنی و این شد انگیزه من برای شروع کار نگارخانه داری . مکان های متعددی به من معرفی نمودند از جمله زمینی به مساحت 250 متر و بنای دوبلکس در قیطریه که اخوی دوست عزیزم آقای چیت ساز به سبب مهاجرت با شرایط بسیار مناسب به من پیشنهاد نمودند ولی تحت تاثیر همان مسائلی که قبلاً ذکر شد و به سبب اینکه تردد برای قشر دانشجو سخت بود فضای موجود را انتخاب نمودم . اینجانب علاقه زیادی به عکاسی داشتم . استاد آلک گازاریان نیز اکثر کارهای طبیعت خود را اکثراً کارهای طبیعت خود را از روی عکس های من می کشیدند که یکی از آنها باعث این خاطره گردید . اغلب اوقات قبل از طلوع آفتاب به عکاسی می پرداختم روزی در تالاب انزلی که شبنم شدیدی زده بود به انتظار طلوع آفتاب بودم که به محض طلوع انعکاس خورشید در دریای خزر آن را ثبت نمایم در همان لحظه عکاســی لغزندگی خزه ها به سبب سه پایه بلند نمی شود و مرتب به نقاشی اش خیره شده است توجه ام به کار جلب شد و آن شبنمی را که در طبیعت به آن برخورد کرده بودم در کار ایشان احساس نمودم بعد از سه ساعت خیرگی به تابلو ایشان دستور دادند نفت را بیاور و و التماس های من که می خواهی چه کنی کار ساز نبود و استاد آن تابلو را شست و کاملا بوم را سفید نمود وقتی علت را جویا شدم فرمودند من این را از بین بردم که خود از بین نروم چرا چون که ایراد خود را در آن ندیدم . خاطره دیگرم از استاد حمیدی است روزی تصمیم گرفتم نمایشگاه گروهی از جوان ترین و پیشکسوت ترین هنرمند برگزار کنم فرزندم که کودکی چند ساله بود تصویری از حضرت یعقوب طراحی نموده بود و با لکه ای قرمز در چشم فیگور مدعی بود که در فراق یوسف خون گریه کرده است خیلی به دلم نشست و ضمن تصمیم گرفتم این نقاشی شرکت دهم و عنوان نمایشگاه را از تکاپو تا تکامل گذاشتم وبر آن شدم تا با تلفیق این نقاشی کودکانه با اثر استاد حمیدی پوستری تهیه کنم با هر کدام از دوستان که در میان گذاشتم من را از این کار منع کردند تا به طور معمول که هر دو روز یکبار استاد تشریف می آوردند قضیه را با ایشان در میان گذاشتم و دیدم استاد افسرده شد با خودم گفتم عجب اشتباهی کردم چرا توصیه دوستان را لحاظ ننمودم بعد که در صدد عذر خواهی از استاد بر آمدم ایشان فرمودند من از کار تو ناراحت نیستم هر چه می خواهی بکن من موافقم ناراحتی من از این است که فرزند تو برای دل خود نقاشی کرده است ولی من هنوز امکان اینکه بتوانم برای دلم نقاشی کنم فرصتی نیافته ام این دو درس را هیچگاه در زندگی ام فراموش نکرده و نمی کنم . شبنم صبحگاهی باعث سقوط من به زمین شد با این وجود عکس در همان لحظه گرفته شد ، وقتی عکسها را به استاد نشان دادم و ماجرا را در میان گذاشتم استاد همان عکــــس را نقاشی کرد ظهرهنگام بود که مشاهده کردم استاد از پشت سه پایه بلند نمی شود و مرتب به نقاشی اش خیره شده است توجه ام به کار جلب شد و آن شبنمی را که در طبیعت به آن برخورد کرده بودم در کار ایشان احساس نمودم بعد از سه ساعت خیرگی به تابلو ناگهان ایشان به من فرمودند نفت را بیاور و التماس های من که می خواهی چه کنی کار ساز نبود و استاد تابلو را کاملاً شست و بوم را سفید نمود وقتی علت را جویا شدم فرمودند من این را از بین بردم که خود از بین نروم چرا چون که ایراد خود را در آن ندیدم . خاطره دیگرم از استاد حمیدی است روزی تصمیم گرفتم نمایشگاه گروهی از جوان ترین و پیشکسوت ترین هنرمندان برگزار کنم فرزندم که کودکی چند ساله بود تصویری از حضرت یعقوب طراحی نموده بود و با لکه ای قرمز در چشم فیگور مدعی بود که در فراق یوسف خون گریه کرده است خیلی به دلم نشست و تصمیم گرفتم این نقاشی را نیز شرکت دهم عنوان نمایشگاه را از تکاپو تا تکامل گذاشتم و بر آن شدم تا با تلفیق این نقاشی کودکانه با اثر استاد حمیدی پوستری تهیه کنم ، با هر کدام از دوستان که در میان گذاشتم به طور معمول استاد هر دو روز یکبار تشریف می آوردند قضیه را با ایشان در میان گذاشتم و دیدم استاد افسرده شد با خودم گفتم عجب اشتباهی کردم چرا توصیه دوستان را لحاظ ننمودم بعد که در صدد عذر خواهی از استاد بر آمدم ایشان فرمودند من از کار تو ناراحت نیستم هر چه می خواهی بکن من موافقم ناراحتی من از این است که فرزند تو برای دل خود نقاشی کرده است ولی من هنوز برای اینکه بتوانم برای دلم نقاشی کنم فرصتی نیافته ام این دو درس را هیچگاه در زندگی ام فراموش نکرده و نمی کنم .

● بخش سوم: جابر شکرانی

من از سال 1340 توسط استاد علی شجاعی نزد استاد هایراپتیان مشغول به کار شدم . استاد شجاعی کاریکاتور افرادی را که به ما مراجعه می کردند می کشید . ما همکاران دیگری داشتیم که بدین شرح بودند: -1 علی چیت ساز -2 آرتور سرکیسیان -3 سیروس افسری -4 آقایی به نام فریدون که کار نقاشی روی جیر و مخمل انجام می داد -5 روبرت غازاریان -6 میشا شهبازیان -7 یزدان پناه -8 اردوان تاکستانی -9 شیرازی مینیاتوریست -10 فکور -11 عادل دلداده -12 استاد میناسیان دریا ســـــاز (نقاشی از دریا) بود -13 ادیک ساواجیان و تعدادی که در حال حاضر حضور ذهن ندارم ولی کسب و کار ما خیلی خوب بود . سه یا چهــــار نفر هم پادو داشتیم برای آتلیه شیشه و قاب حمل و نقل می کردند . ارتباط ها با هتل ها و تورها زیاد بود . بیشتر مشتری ها خارجی بودند و بالاترین فروش ما در ایام کریسمس بود که در این اوقات گاهی از ساعت 4 صبح مشغول کار می شدیم. با عرض تبریک بمناسبت فرا رسیدن میلاد حضرت عیسی مسیح ( ع ) و شادباش آغاز سال 2009 میلادی به عموم مسیحیان ایران و جهان . نگارخانه شیث تاکنون افتخار داشته است ده دوره میزبان هنرمندان مسیحی در ایام عید کریسمس باشد ولی در طول دو سال اخیر به خاطر مشکلات ناشی از ساخت و ساز ساختمان های مجاور نگارخانه موفق به برگزاری نمایشگاه نشده است از تمامی هنرمندان و مخاطبان آثار پوزش می طلبیم . امیدواریم بتوانیم در سالهای آتی نمایشگاه هایی باشکوتر از قبل برای این عزیزان بر پا داریم .

-------------------------------------------------------------------------------------------------

● نقش اقتصاد در هنر (فاطمه ماندگار)
از زمانی که وسایل ارتباط جمعی توده ای همچون رادیو ، تلویزیون ، سینما و مطبوعات به شکل های مختلف حامل و نمایشگر آثار هنری شدند ، نگارخانه ها وموزه ها روند تبدیل شدن به اماکنی برای مخاطبان خاص هنر را آغاز کردند . با ظهور تلویزیون برای مدتی مخاطبین سینماها کمتر شدند ، وسایل ارتباط جمعی نیز به طور کلی موجب کاهش مراجعه اقشار عمومی به نگارخانه ها و موزه ها شدند . سینما برای برگرداندن مخاطبان به اقدامات متنوعی متوسل شد و در برخی از این اقدامات نیز موفق گردید ، اما مسئولین موزه ها ، مدیران نگارخانه ها ، هنرمندان و مخاطبان خاص آنها این امکان را به نحوی تغییر دادند که با حذف مردم عادی پایگاه بالاتری برای مراجعان خود فراهم بیاوردند تا از این راه با استهلاک کمتر ، به در آمد های بیشتری دست یابند . در رابطه ی میان هنر و اقتصاد نقش نگارخانه ها و موزه دارها قابل توجه می باشد . اگر به سده های گذشته نیز باز گردیم خواهیم دید در رفتاری که با هر هنرمند می شده ، تفاوتی وجود نداشته است . نقاش ، معمار و در کل هر کدام یک حامی ، شخص قدرتمند و یا ثروتمند داشته اند و این حامی بوده که از آثار این هنرمندان حمایت و شرایط ارائه ی آثار بعدی آنان را فراهم می نموده است . گاهی شرایط اجتماعی باعث رونق و پیشرفت یک هنرمند یا هنر خاص در یک جامعه و در یک مقطع زمانی خاص می شود و گاه چرخ حرکت آنرا متوقف می کند . جامعه ای کنونی با محدودیت های فراوانی مواجه است که از آن جمله می توان به : محدودیت بودجه مصوب ، محدودیت پوشش رسانه ای ، محدودیت جشنواره ملی – محدودیت حضور بین المللی نمایشگاه ها ، که همگی حکایت از کم لطفی به این ورطه دارد اشاره کرد. سرمایه داران به موزه داران و نگارخانه داران به نام هایی از هنرمندان که در تاریخ ماندگار شده است اعتماد می کنند و با پرداخت هزینه های سرسام آور چند میلیون دلاری زیبایی های هنری آنان را از آن خود کرده و پایگاه اجتماعی خود را دربرابر دیگران ارتقاء می بخشند . حراجی ها تلنگر خوبی برای هنر ایران بودند و توجه بین المللی را به سمت ما جلب کردند . بدین گونه چراغ هنرهای تجسمی ما روشن مانده و گاهی هم چراغی از جشنواره و گالری های دنیا را روشن کرده و با بضاعت اندکش سر افرازی را به این میهن مقدس هدیه کرده است . خرید های دولتی معمولاً در کشور هایی انجام می شود که مردم و بخش خصوصی هنوز قدرت خرید یا باور به خرید آثار هنری را ندارد . لذا مسئولان دولتی برای تقویت مالی هنرمندان و ایجاد فرهنگ خرید هنری در اقشــــار مختلف جامعه و گاه به دلیل انگیزه های سیاسی و جلب نظر هنرمندان با اتکا به راهکارها ی پیش بینی شده در قانون اقدام به خرید آثار هنری برای موزه ها ، مراکز فرهنگی یا ساختمان های دولتی و محل های عمومی می کنند . شکل دیگر خرید مربوط به بخش خصوصی شامل مردم است . که معمولاً این نوع خرید در جامعه هایی شکل می گیرد که فرهنگ خرید هنری جا افتاده باشد و محصولات هنری توانسته باشند خود را به عنوان کالای سرمایه یی تثبیت کنند. این نوع پشتوانه مالی برای جامعه هنری سالم ترین نوع است زیرا از تنوع خریدار برخوردار است . برای رسیدن به این مرحله چه در داخل وچه خارج از کشور تلاش و روابط عمومی قوی لازم دارد. فروش موفق آثار هنرمندان نقاش در خارج از کشور نیز انگیزه کافی برای خرید های داخلی ایجاد کرده است .

-------------------------------------------------------------------------------------------------

● هنرمندان گالری شیث در اکسپو 87
نگارخانه شیث برای حمایت از جوانان مستعد تصمیم بر این گرفت تا در نمایشگاه بزرگ آثار هنری تهران ، آثار برخی از این هنرمندان را درمعرض دید عموم قرار دهد . امید است این عزیزان و کلیه جوانان هنرمند کشور عزیزمان ایران ، در این راه ثابت قدم گردند و با ارائه آثار ارزشمند خود جهانیان را به تحسین خود برانگیزند .
◄ اکرم افضلی
تولد 1346 تهران
کارشناس نقاشی دانشگاه آزاد تهران واحد مرکز71
کارشناس ارشد تصویر سازی دانشگاه آزاد تهران واحد مرکز74
برگزاری چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی
◄ سید محمود حسینی
طراح و نقاش
تولد 1357 کرمان
کاردانی هنرهای تجسمی مرکز تربیت معلم شیراز
کارشناسی نقاشی دانشگاه علم و فرهنگ
دانشجوی کارشناسی ارشد نقاشی دانشگاه شاهد
برگزاری چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی
◄ محمد علیزاده بخشایش
نقاشی و نقاشیخط دیجیتال
تولد 1363 بخشایش
کاردان هنرهای تجسمی دانشگاه سوره کرمان
دانشجوی کارشناسی هنرهای تجسمی دانشگاه علم و فرهنگ
برگزاری 5 نمایشگاه انفرادی و 4 نمایشگاه گروهی
طراحی دهها پوستر ، جلد کتاب ، آرم ، بروشور و ....
◄ پرویز معزز
نقاش
متولد1350اردبیل
کارشناس ارشد نقاشی ازدانشکده هنر ومعماری
برگزاری27 نمایشگاه گروهی و چندین نمایشگاه انفرادی
◄ رضا هادی زاده
طراح و نقاش
دانشجوی کارشناسی هنرهای تجسمی دانشگاه علم و فرهنگ
رتبه سوم کشور در پنجمین جشنواره بسم الله 84
رتبه اول کشور در دومین جشنواره بزرگ تسنیم 86
برگزاری چندین نمایشگاه گروهی
◄ ساحل یحیایی
نقاش (آبرنگ)
متولد 1355
دارای مدرک کارشناسی در رشته شیمی کاربردی
دارای گواهی هنری نقاشی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
برگزاری 3 نمایشگاه انفرادی و شرکت در چندین نمایشگاه گروهی
◄ لیلی یحیایی خامنه
متولد : 1349 تهران
فارغ التحصیل رشته نقاشی مقطع لیسانس از دانشگاه الزهرا 76
فارغ التحصیل رشته نقاشی مقطع فوق لیسانس از دانشگاه الزهرا 85
تدریس در هنرستان فنی حرفه ای از سال 1380 تا کنون
برگزاری چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی
◄ لیلی یحیایی خامنه
متولد : 1349 تهران
فارغ التحصیل رشته نقاشی مقطع لیسانس از دانشگاه الزهرا 76
فارغ التحصیل رشته نقاشی مقطع فوق لیسانس از دانشگاه الزهرا 85
تدریس در هنرستان فنی حرفه ای از سال 1380 تا کنون
برگزاری چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی
◄ آمنه اربابون
نقاش
متولد 1358
کارشناس نقاشی
برگزاری3 نمایشگاه انفرادی و12 نمایشگاه گروهی
فعالیت در زمینه انیمیشن
◄ مرتضی یزدانی دینانی
متولد: 1359
کاردانی نقاشی از دانشگاه سوره کرمان
کارشناسی هنرهای تجسمی از دانشگاه علم و فرهنگ تهران
عضو مرکز توسعه هنرهای تجسمی
عضو انجمن تصویرگران
فعالیت در زمینه تصویر سازی کتاب و مجلات
برگزاری چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی
منوی اصلی